ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1034
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
فصل [ 1 ] و در اجتماعات باديهنشينى نوعى پزشكى وجود دارد كه غالبا بر تجربيات كوتاه و كم دامنهء برخى از اشخاص مبتنى است و آن طب بطور وراثت از مشايخ و پير زنان قبيله نسل به نسل بفرزندانشان منتقل مىشود . و چه بسا كه بعضى از بيماران بسبب آن بهبود مىيابند ، ولى نه بر حسب قانون طبيعى و نه موافق با مزاج است و قبايل عرب از اين گونه تجارب طبى بهرهء وافرى داشتند و در ميان ايشان پزشكان معروفى وجود داشت مانند حارث بن كلده و ديگران . و طبى كه در شرعيات نقل مىشود نيز از همين قبيل است و بهيچرو از عالم وحى نيست ، بلكه امرى است كه براى عرب عادى بود و در ضمن بيان احوال پيامبر ( ص ) ذكر اين طب از نوع آن احوالى است كه در وى عادت و جبلت بوده است نه از جهت اينكه اين امر بر اين نحو عمل مشروع است ، زيرا وى ( ص ) از اين رو مبعوث شد كه ما را بشرايع آگاه كند نه بخاطر اينكه تعريف طب يا ديگر امور عادى را بما بياموزد چنان كه براى وى دربارهء تلقيح درخت خرما پيش آمد و آنگاه گفت : شما به امور دنيائى خويش داناتريد . بنابر اين سزاوار نيست كه چيزى از طبى كه در احاديث صحيح منقول آمده است بر اين حمل شود كه مشروع است ، چه در اينجا دليلى بر اين امر مشاهده نمى - شود . راست است اگر آنها را بر حسب تبرك و ميمنت و صدق عقيدهء ايمانى به كار بريم از لحاظ منفعت داراى تأثيرات عظيمى خواهند بود كه چنين اثرى سودبخش را در طب مزاجى نمىتوان يافت ، بلكه سود مزبور از آثار [ صدق ] كلمهء ايمانى است چنان كه در درمان كسى كه از عسل شكم درد داشت روى داد [ و مانند آن ] ، و خدا راهنماى آدمى به راه راست است [ 2 ] .
--> [ 1 - ) ] در نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپ پاريس قسمت ذيل ( فصل ) مستقل آورده شده است ، ولى در چاپهاى مصر و بيروت مطلب بما قبل پيوسته است و عنوان فصل مشاهده نميشود . [ 2 - ) ] پروردگارى جز او نيست ، چاپهاى مصر و بيروت .